السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

295

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

بشمارد ، شكّى در اين مسأله باقى نمىماند ، امّا توضيح اين شهادات : يوسف خودش مىگويد : ( هى راودتنى عن نفسى ، او قصد مراوده با من داشت ) و نيز مىگويد : ( ربّ السجن أحبّ الىّ ممّا يدعوننى اليه ، زندان براى من از آنچه مرا به آن دعوت مىكند محبوبتر است ) زليخا خود مىگويد : ( و لقد راودته عن نفسه فاستعصم ، من با او مراوده داشتم ، ولى او عصمت ورزيد ) و نيز مىگويد : ( الان حصحص الحقّ انا راودته عن نفسه و انّه لمن الصادقين ، حالا حقّ آشكار شد ، من قصد مراوده با او را داشتم و او راست مىگفت ) عزيز مصر مىگويد : ( انّه من كيد كنّ انّ كيد كنّ عظيم ، يوسف اعراض عن هذا ، اين از كيد شما زنان است كه همانا كيد شما عظيم است ، اى يوسف تو از اين ماجرا بگذر ) . امّا شاهد اهل زليخا مىگويد : ( شهد شاهد من اهلها ان كان قميصه قدّ من قبل . . . . تا آخر آيه ) كه در آن شهادت مىدهد كه حال كه پيراهن يوسف از پشت پاره شده يوسف راست مىگويد و گناهى ندارد . امّا شهادت خداوند كه مىفرمايد : كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ ، إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ ، اين چنين ما بدى و زشتى را از او دور كرديم ، براستى او از بندگان خالص‌شدهء ما بود ) خداوند در اين آيه به چهار وجه بر طهارت يوسف شهادت داده . 1 ) لام تأكيد و مبالغه در ( لنصرف ) . 2 ) نفى فحشاء به صورت آشكار كه شامل زنا هم مىشود . 3 ) عبارت ( من عبادنا ) كه در آن يوسف را بندهء خود ناميده و بندگان راستين الهى مطابق آيهء سوره لقمان كسانى هستند كه در روى زمين با فروتنى راه مىروند و در ملاقات با جاهلان به آنها سلام مىگويند . 4 ) كلمهء ( مخلصين ) كه به دو صورت ( مخلصين و مخلصين ) تلاوت شده در هر دو صورت دلالت بر اخلاص يوسف مىكند كه اگر اوّلى صحيح باشد ( اسم فاعل ) دالّ بر انجام طاعت و عبادات خالصانه از جانب يوسف است و اگر دوّمى صحيح باشد ( اسم مفعول ) دالّ بر اين است ، خداوند يوسف را براى خود خالص نموده و در هر صورت اين چنين بنده‌اى از آنچه به او نسبت مىدهند ، منزّه و مبّراست . امّا شهادت ابليس - ابليس مىگويد : فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ، إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ